داستان زیبای .. روزگــــــار مـا ..

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه‌‌ ، گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند...

زمستان تمام شد و کلاغ مرد!!

اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند: آخی خوب شد مرد ، راحت شدیم از این غذای تکراری!!!

این است واقعیت تلخ روزگار ما...!!


/ 0 نظر / 9 بازدید