داستان .. خاطره ..

دو مرد بعد سال ها در اتوبوس یکدیگر را دیدند و مشغول صحبت شدند. یکیشون گفت: " یادته؟ سال آخر دبیرستان! چه کتکی از بابام خوردم؟!... چون از ریاضی تجدید آوردم، نمی دونم کدوم نامردی جزوه من رو کش رفت و باعث شد که ترک تحصیل کنم." دیگری هم در حال خنده گفت: " گذشته ها گذشته! ولی خودمونیم ها! عجب جزوه ای بود! " در ایستگاه بعدی یکی از در جلویی و دیگری از در عقب با کلی خشم پیاده شدند.

/ 0 نظر / 33 بازدید